طعم عشق رنگ زندگی

طعم عشق رنگ زندگی

دفترچه خاطرات شیده و مهربون!

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱٢/۱ساعت ٢:٢٧ ‎ب.ظ توسط شیده نظرات ()

سلام دوست جونا واااای خیلی وقته اینجا نیومدم اصلا نمیدونم چی باید بنویسم از چی بگم

خوب من بالاخره اومدم شیراز و خونه جدیدمون

موقع ورود با یه خونه دستههههههه گل روبرو شدم و کلی از شوشو تشکر کردم آخه همه جا رو تمیز کرده بود و حتی دمپاییهامم جفت بود

با اینکه من الان انتظار داشتم با یه خونه بمب خورده مواجه شم

آخه اینجوری ترکش کرده بودم خووو

خونمون هنوزکامل نشده یعنی مثلا هنوز پرده نداریم سرویس فرنگی نداریم حمام و دستشویی آینه نداره و روتختی خوشکل دلم میخواد بخرم لوستر نداریم ولی خوب خدا را شکر آرامش داریم و خونه خودمونیم و هی نمیگن خونمون رو تخلیه کنین میخوایم بیایم شیراز خونمون ساکن شیم

بگذریم الان اومدم شرکت ولای تو مود نوشتن نیستم فقط وباتونو سیو کردم برم آفلاین بخونم هنوز وای فای نداریم

میدونین که کوزه گر از کوزه شکسته آب میخوره دیگه

نیکان هم دو تا دندون دیگه دراورد و الان 6 تا دندون دارهزبان

غذاخوردنشم همونجوریه ولی خدا را شکر دکتر خیالمو راحت کرد که وزنش خوبه و رشدش عالیه قد و وزنش نرماله و نگران نباش به همین اندازه که میخوره براش کافی بوده و اذیتش نکن منم کمتر گیر میدم بهش

وزنش 12 کیلو و قدش 81 تو 16 ماهگی بود

تقریبا هر چی بگی تکرار میکنه و خدا را شکر خوب به حرف افتاده

حتی کلمه های سخت مثل ماکروفر تراکتور قورباغه و بشقاب و پرتقال

البته مثلا قورباغه رو میگه بوباقهقلب

خواهرم اینا میخندیدن میگفتن کلمه های خیلی سخت بلده

نیکان بگو قستنطنیه

بخدا میخواست بگه یعنی سعی میکرد بگه کلی خندیدیم

شوهر خواهرم میگفت بگو لئوناردو داوینچی دیگه اینو نمیگفت مات و مبهوت نگاه میکرد

خووووب من نمیدونم چی بگم براتون چند تا عکس میزارم

 

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱٢/۱ساعت ٢:۱۳ ‎ب.ظ توسط شیده نظرات ()

سلام دوستان صدای منو از ولایت میشنوید

یعن من از قبل تاسوعا تا الان ولایت تشریف دارم البته این بین دو هفته رفتم شیراز با مامان برای اثاث کشی خواهر جان ولی خونه خودمون نرفتم و خونه خواهر بودم بعدشم با مامان برگشتیم ولایت

تا کون اونایی که میخوان تعیین تکلیف کنن واسه من بسوزهاز خود راضی

من الان اومدم برای تمدید گواهینامه

از مزایای اینکه شوهرت گاو ژیشونی سفید باشه همینه که الان کارا داره خود بخود انجام میشه بوسیله امدادهای غیبی منم فرصت کردم بیام شرکت شعبه ولایت و از اینترنت بهره مند شوم!

امروز میخوام در مورد نیکولاس بنویسم فقط

وای نمیدونین پسرکم چقدر باهوشه ماشاللا انقد شیرین شده که هر لحظه دلم میخواد بخورمششششش

خوب یکمی از کاراش بگم تو این مدت:

1 - وقتی میگم نیکان کنترل تی وی رو چیکار کردی دنبالش میگرده و هی دستشو تکون میده میگه ههههههفففففف!!! یعنی رفت! خم میشه زیر مبلا رو هم نگاه میندازهخنده

2- وقتی کار بدی میکنه مثلا میخواد چیزی بزاره تو دهانش میدوه میره ژشت مبل قایم میشه وقتی جایی واسه قایم شدن پیدا نمیکنه دستشو میزاره روی چشمش که من نبینمش مثلاخنده

چند روز پیشا میخواست جوجه بلبلمون رو بگیره هی جوجه فرار میکرد فسقلی میرفت یواش از پشت سر جوجه که بگیرتش ولی جوجه بازم میپرید میرفت دیگه دستشو گذاشت رو چشمش که مثلا جوجه نبینتش نیشخندو با قدمای آهسته بهش نزدیک میشد از پشت سر جوجه!!!! انقد چلوندمش گفتم مامان جون نمیدونم بگم باهوشی یا خنگولی قربون اداهات بشم منننننن

خندهقلب

خوب تا اینجا رو دو هفته پیش نوشتم بعد رفتم معاینه چشم واسه گواهینامه و الان بعد دو هفته برگشتم بقیه اش رو بنویسمنیشخند

 

3- کار جدیدش اینه که بگرده اینور اونور یه چیزی بگیره دستش هی بیاد بده دستمون (مثلا موبایل و ...) بعد ما هی ازش تشکر کنیم و براش دست بزنیم اون ذوق کنه

4 -این چند وقته که دیده باباش با دریل و ... کار میکرده یاد گرفته یهو میبینی یه چیزی برداشته فشار میده تو دیوار و صدای دریل از خودش در میاره

متر میگیره دستش همه چیو متر میکنه

البته به همین سبک گوشت چرخ میکنه برامون و آب میوه هم میگیره رنده هم میکنه البته رنده رو بهش نمیدم خطرناکه حسننیشخند

کلا دوست داره بیشتر با وسایل آشژزخونه بازی کنه تا اسباب بازیهاش

5 - وقتی کار بدی میکنه میدوه میره ژشت مبل یا هر چیز دیگه ای قایم میشه وقتی هم چیزی برای قایم شدن نیست دستشو میزاره رو چشمش که یعنی ما نبینیمشخنده

6- یاد گرفته الکی ادای گریه در میاره و خودشو لوس میکنه بهش میگم نکن نکن گریه نکن عزیزم خودتو هلاک کردی اونم هی میگه اوووو اوووو خنده

7- تا تلفن یا موبایل زنگ میخوره فوری میدوئه انگار مثلا کسی کار واجب باهاش داره گوشیو برمیداره میگه ااااالللل

بعضی وقتام گوشی رو برمیداره الکی راه میره و حرف میزنه با دوست دخترش با صدای آروم ولی بعضی وقتا هم کلی جیغ جیغ میکنه پای تلفن میگم این تلفنش در مورد مسائل کاری هست احیانانیشخند

8 - وقتی دو نفر دارن با هم حرف میزنن میخندن اونم خودشو میندازه وسط میخنده اگه پچ پچ کنن اونم همونطوری با صدای آروم حرف میزنه اون وسطقلب

9- موارد استفاده اشیای دور و برش رو میدونه مثلا دستمال کاغذی برمیداره هی دور دهانشو تمیز میکنه یا دستمال مرطوب میزنه به اونجاش  یا کلاه یا جوراب و ...

10 - بچم خیلی هم فرمانبر شده نیکان موبایل مامانی رو بیار نیکان کنترل بیار نیکان اینو ببر بده به مامان جون نیکان پوشکتو برو بنداز تو سطل اشغال و ...

11 - اعضای بدنشو میشناسه چشم لب دندون زبون مو گوش دست پا زانو ممه رو میشناسه

12 - سگ - گوسفند - گربه و ... همشون رو میگه اس یعنی اسب و همشون هم میگن بععععععخنده

 

13 - وقتی جیش میکنه و پوشاک نیست گزارش میده میگه جیش

وقتی هم پی پی میکنه میگه اااااهههه یعنی پی پی و دیگه هم میدونه چیز بد و کثیفی هست و دیگه از اون کارا نمیکنه

بهتون گفته بودم تو 10 ماهگی دست کرد پیپیشو کرد تو دهانش؟سبزگریه

14 - اولین بار که متوجه سایه خودش شد کلی ذوق کرد هی دویید جلو هی عقب عقب رفت هی میخواست سایشو بگیره بعد فکر میکرد یه چیزی چسبیده به پاهاش و باش راه میاد خلاصه نیم ساعتی درگیر بود

15 - خیلی به آهنگ واکنش نشون میده با آهنگای شاد میرقصه و با آهنگای غمگین میخونه و سرشو تکون میده عاشق آهنگ قبلی فاطما گل بود تو خوابم اگه صدای تی وی بلند بود پا میشد مینشست تو رختخواب و سرشو تکون میداد با آهنگقلب

16- صبحها که از خواب بیدار میشه واسه خودش حرف میزنه و آواز میخونه و ورزش میکنه و انقد رو من وول میزنه تا منم بیدار شم

دستاشو میبره بالا و پایین و  میگه  د  دو دههههههه (همون یک دو سه خودمون)

17- هرچی بگیم تکرار میکنه بر وزن خودش ولی اونایی که واضحترن:

بابا - مامان - ممه -عزیز - جوجه (jogah) - اسب(aaaaas) - آیدا (ada)

هویج =هجیج

اردک = دودک

افتاد = اتا

توب توب = تاب تاب

موز= بووووو

توپ = پوت

هچه : عطسه

هدههههههه = بده برای ترشی و آبغوره عاشق این چیزاس و اگه بدونین چیکار میکنه مثل بچه های شکمو ظرفشو میلیسه تا تهش

خیلی هم تقلید کاره هرکی عطسه کنه یا سرفه فوری اداشو در میاره

خوب اینم از پسملی جونم

عشقمه به خداااااااااااااااقلب

ببخشید سرتونو درد آوردما من میخوام اینا رو حتما تو وبلاگم ثبت کنم ممکنه تو وایبر قبلا برا بعضیا تعریف کرده باشم ولی دوست دارم اینجا هم بنویسمش که بمونه برام

خوب از خودم بگم که هنوز ولایتم فکر کنم 50 روزی بشه

گاز خونه دو هفته اس که وصل شده ولی دیوار راهرو قرار بود سنگ بشه و کارش طول کشید واسه همین موندم دیگه

خوب برم دیگه تا بعد ماچ

پست بعدی احتمالا عکسه پس روشن باشید لطفاعینک

 

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/۱٩ساعت ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ توسط شیده نظرات ()

مشاهده یادداشت خصوصی


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩۳/۸/٢۳ساعت ۸:٢۸ ‎ب.ظ توسط شیده نظرات ()

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در ۱۳٩۳/٧/۱٦ساعت ۸:٥٧ ‎ب.ظ توسط شیده نظرات ()


Design By : Pichak