زنان ونوسی مردان مریخی - طعم عشق رنگ زندگی

طعم عشق رنگ زندگی

دفترچه خاطرات شیده و مهربون!

دیروز جمعه 8/7/90: صبح خوابیده بودیم که موبایل مهربون زنگید و دیدیم که بعله دزدگیر شرکت به صدا در اومده این بود که مهربون 3 سوته از تخت پرید بیرون و لباس پوشید که بره و آقا دزده رو بگیره که مطلع شدیم که پدر شوهر و مادر شوهری اومدن گلستان و سرزده و بدون اطلاع رفتن شرکت و چون ریموت دزدگیر رو نداشتن حسابی غافلگیر شدن و البته ما رو هم زابراه کردن

دیگه مهربون رفت شرکت و منم پاشدم ظرفا رو شستم و گردگیری کردم و گازو تمیز کردم

تا اینکه مهربون و مامان و باباش و داداشش اومدن خونه نیم ساعتی نشستن و رفتن خونه برادر شوهری واسه ناهار

ما هم رفتیم خرید

ماهی و میگو و سبزی و میوه و خرده ریز که همینا حدود 90 تومان شد و حسابی حالمون گرفته شد از گرون شدن همه چی!

ناهار هم خونه برادر شوهری اینا بودیم تا حدود ساعت 6

خواهر شوهری اینا هم عصر اومدن

بعدشم با خواهری و شوهرش قرار داشتیم

روز قبلش زنگیده بود و دعوتمون کرده بود که شام بریم بیرون به مناسبت اولین حقوقش میخواست سور بده

که ساعت 7 زنگید و گفت یه کاری واسشون پیش اومده و کنسل شد

مهربون انگاری زیاد از باجناقش خوشش نمیاد و یه خرده ناناحن شد که نباید کنسل میکردن و درست نبود

البته منم تا حدودی با مهربون موافق بودم بیشتر از این نمیتونم توضیح بدم

بعدش با مهربون ماهی ها رو پاک کردیم و بسته بندی کردیم

این دفعه به دلیل شلوغی ماهی فروشیه و اینکه باید منتظر میموندیم احمقی کردیم و ماهی رو پاک نکرده تحویل گرفتیم و هنوز دستامون بوی گند ماهی میده!سبز

بعدش تصمیم گرفتیم بریم سینما فیلم زنان ونوسی مردان مریخی

خوب زیاد به اسمش ربطی نداشت و اونجوری که فکر میکردم نبود ولی واسه خنده خوب بود

امروز صبح هم رفتم آخرین امضا واسه بیمه بیکاری رو زدم و به سلامتی از این ماه حقوق بی حقوق!

و من رسما به یه زن خونه دار تبدیل شدمنیشخند

عصر باید یه عالمه ذرت فریز کنم + نعنا بشورم واسه خشک کردن و همین طور ترخون اوه

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٧/٩ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ توسط شیده نظرات ()


Design By : Pichak