سفر مجردی به ولایت - طعم عشق رنگ زندگی

طعم عشق رنگ زندگی

دفترچه خاطرات شیده و مهربون!

سلام دوست جونیا

خوبین؟

من 4شنبه عصر مجردی رفتم ولایت و همین امشب برگشتم(جمعه شب)

خیلی یه دفعه شد یعنی بدون تصمیم قبلی

یهو خواهر شوهری زنگید گفتش عصری دارن میرن ولایت

که تصمیم گرفتیم منم همراهشون برم و یه سری کارامو انجام بدم

کارایی که هر سری وقت نمیشه

اصلی ترینش تحویل گرفتن فیلم عروسیمون بود و تمدید گواهینامه

این شد که راهی شدیم

5شنبه عصر فیلممونو تحویل گرفتم ولی مهربون گفت که بیار اینجا اول خودمون 2 تایی ببینیم منم با اینکه دلم داشت آب میشد ولی حرفشو گوش کردم

بعدشم رفتیم خونه بابا حاجی

طبق رسم همیشگی مامان و خاله ها و دایی ها که هر 5شنبه باید برن خونه باباحاجی

و از وقتی مامان بزرگم دیگه نیست و باباحاجی تنها شده این رسم محکمتر شده

جمعه هم همش خونه بودیم سرما خورده بودم و کل روز رو تقریبا خواب بودم :(

شب هم با خواهر شوهری اینا برگشتیم گلستان

نتیجه آکادمی رو هم ندیدیم ولی مهربون گزارش مستقیم داشت خیالم راحت شد شهرزاد موند

لیندا جون شیما حذف شد آخخخخییییی :دییییی

البته هفته دیگه نوبت حذف شهرزاده

خیلی دلمو خوش نکنم

دیگه اینکه سفارش داده بودیم بابای مهربون واسمون ماهی بخره

آخه تو این فصل ماهی ارزونه و ماهیی که 1ماه پیش کیلویی 12 یا 14 خریدیم(بسته به سایزش) الان کیلویی7 خریدیم

خلاصه 15/16 کیلویی فریز کردیم دیگه تا کلی وقت خیالمون از بابت ماهی راحته

برگشتنی صندوق عقب ماشین خواهر شوهری پر بود از ماهی

 واسه خودشون و ما و برادر شوهری اینا

انگاری که میخواد قحطی بیاد! :دیییی

الانم که نصفه شبه(ساعت 3:30 بامداد همه جا امن و امانه ×با لهجه اون شاهینه تو رابین هود بخونید×) مهربون داره روی پروژه اش کار میکنه منم نشستم که خوابش نبره هی اصرار میکنه برم بخوابم ولی تا حالا مقاومت کردم

یه دستمال کاغذی هم لوله کردم چپیوندم تو سوراخ دماغم که نیاد پایین! :دیییییییییی

هی ایش و ویش میکنه

وای بچه ها خاله پری قهر کرده نیومداااااااا

11 آبان باید می اومد

امروز کلی جوشونده خوردم

خواستم زعفرون دم کنم بخورم ولی این سرما خوردگیه نمیزاره که!

البته شکمتونو صابون نزنید ها خبری از خاله شدن نیستا مططططمئنم! عید ایشاللا عروسیه خواهرمه مگه میشه من خل شم؟

 هرچند که خوابگذار اعظم(مادر شوهری) واسم خواب دیده!

ولی نگرانم چرا ساعتش خراب شده!نکنه مشکلی باشه!جدیدا خیییییییلی جوش میزنم خواهری میگه نکنه هورمونای بدنت بهم ریخته باشه :(

خلاصه که همگی واسه تشریف فرمایی خاله پری من دعا کنین

مرسیانااااااااااااااااااااااا بوس بوسیییییی

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۸/۱٤ساعت ۳:٢٢ ‎ق.ظ توسط شیده نظرات ()


Design By : Pichak