پنی سیلین 1200 - طعم عشق رنگ زندگی

طعم عشق رنگ زندگی

دفترچه خاطرات شیده و مهربون!

سلام دخملا خوبین؟

من سرما خوردم شدید

3 روز هرکاری کردم که دکتر نرم ولی بالاخره دیروز مجبور شدم با مهربون رفتیم دکتر و یک عدد آمپول نوش جان کردم امروز کمی بهترم ولی حال ندارم اصلا

صدامم در نمیاد

دکتره بهم میگه تو خونتون کسی دود میکشه؟میگم نه!

میگه محل کارت دوده؟

میگم نه!

میگه ریه ات مثل کسی که 50 سال سیگار کشیده صدا میده!

مهربون هم بهم میگه خنده هات شبیه عمو محمود شده!!!!!(پیرمردهای سیگاری رو دیدین وقتی میخندن نفسشون میره چه صدایی در میاد؟)

خلاصه که 2 شبه نذاشتم مهربون بخوابه از بس تو خواب ناله کردم

مهربونم کلی مهربونی کرده این وسط

البته کارای خونه رو بیشتر خودم انجام میدما!!!!

مهربونیش اینجوریه که مثلا دیشب از دکتر برگشتیم تو راه پله ها منو بغل کرده منم کلی دست و پا زدم که بزارم پایین یکی میبینه زشتهههههههههههههه!

آخرشم دستم گرفت به دیوار و زخمی زیلی شدم!!!!

خوب دیگه برم بخوابم

شبتون بخیر دوست جونیها قلب

به نظرتون با این پست توی مسابقه وبلاگ نویسی شرکت کنم چندم میشم؟سبز

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/٢۳ساعت ۱:٤٩ ‎ق.ظ توسط شیده نظرات ()


Design By : Pichak