هفته شلووووووووووووووووووووووووغ - طعم عشق رنگ زندگی

طعم عشق رنگ زندگی

دفترچه خاطرات شیده و مهربون!

سلام دخترا خوبین؟

وااای نمیدونین چه هفته شلوغی داشتم انقد خسته شدممممممم

سه شنبه دقیقا از ساعت 11 تا 5دکتر بودم

باز از 7تا 9 بیرون بودم واسه یه کار دیگه

4شنبه: صبح رفتم دانشگاه برای کارای فارغ التحصیلی که 5درصدش هم انجام نشد بشتر برنامه حضور مدیر گروه و مسول آموزش و ...دستم اومد

ظهر مهربون رفت ترمینال دنبال خواهری که از ولایت اومده بود که بریم خرید

ساعت3 رسیدم خونه تند تند ناهار خوردیم و ساعت 4 رفتیم واسه خرید که دیگه واقعا نمیدونم چی شد که هردومون لباس عروسی رو خریدیم و راحت شدیمهورا

5شنبه : صبح باز دانشگاه که بازم کارم انجام نشد و شنبه باز باید برم

عصر با خواهری رفتیم بیرون مانتو و شلوار خرید و به بقیه خریداشم نرسید

منم قرار بود کفش بخرم و چون معمولا اسپرت میپوشم مشکل شست پای بوگندو همیشه همراه و کابوس منه خجالت

اینم یه اعتراف که تا حالا نگفته بودم بله همیشه پام بوی خر سقط شده میده

الان حالتون به هم خورد؟

خوب البته نه به این شدت ولی خوب دیگهخجالت 

واسه همین گفتم نمیشه با این وضعیت برم کفش فروشی و کفش های مردمو بپوشم این شد که کفش پاشنه دار پوشیدم  و انقد که من خانمم و عادت به پوشیدن کفش پاشنه بلند دارم 3بار خوردم زمین

خواهری هم هرهر و کرکر خندید !

پامم به شدت درد گرفته بود و دیگه اشکم در اومده بود طوری که به دمژایی طبی هم راضی بودم

گفتم اولین مغازه کفش فروشی کفش میخرم به خدا

وای اولی یه کفشای ضایعی داشت دست خواهری رو کشیدم گفتم نه از بعدی میخرم

خواهری مرد از خنده آخه یه شیده داغون و مستاصل رو تصور کنید که داره از پا درد میمیره و غر میزنه

خلاصه این شد که کفش خریدم و همونجا پوشیدمش و کفشهای خودمو زدم زیر بغلم و اننقد خوشحال بودمممممممممم حس میکردم دارم رو ابرا راه میرم وااای عین دهاتی ها

خیلی صحنه خنده داری بود

حالا که اومدم خونه میبینم کفشی که خریدم چقد با اون چیزی که تو ذهنم بود فرق داره آخه بازم تقریبا اسپرته من عروسکی میخواستم خوب!

ولی عیبی نداره کفشهای زشتمو دوست دارم نجاتم دادن!

راستی پوستیژ هم خریدیم

ساعت 10 رسیدیم خونه و بابای مهربونم اومده بود از ولایت اومد خونمون یه سری بهمون زد و شام خورد و رفت

جمعه:صبح مهربون با بابا و داداشش و مامانش رفتن جلسه آپارتمانی که پیش خرید کردیم عصرم خواهری رو رسوندیم ترمینال

قرار بود بریم نمایشگاه و خرید کنیم ولی انقد شلوغ بود که منصرف شدیم

اینم لیست کارا و خریدا:

چیزهایی که باید خریداری بشن واسه عید:

1- لباس مجلسی واسه عروسی خواهری (خرج گنده)

2- خرید مانتو - شلوار- کیف - کفش - شال برای عید خودم

3- دوخت شلوار+ خرید پیرهن واسه مهربون + کفش

4- خرید آجیل و شیرینی عید

5- خرید دینگول جات واسه عروسی (کفش یا صندل (خوشبختانه لباسم سفیده کفش عروسیمو میپوشم آخ جون! )- مژه مصنوعی و ناخن و سوت..ین واسه عروسی خواهری (خوشبختانه لباسم سوتی داره و دیگه نیازی نیست آخ جون! - )

خرید پوستیژ اخه موهام کوتاهه و مطمئن نیستم واسه عروسی قشنگ بشه -

کارهایی که باید انجام شن :

1- تعویض النگوهام (منصرف شدم)

2- درست کردن گیفت عروسی خواهری

3- کارهای مونده از اون کاری که توی خونه انجام میدم رو تموم کنم

4- ساخت تقویم های خانوادگی واسه خانواده شوشو و خانواده خودم که عید بهشون بدم  + تقویم ماهانه
خودمون

5- خونه تکونی و دور ریختن یه سری از وسایل و لباسها و کفشها  :(

6- رنگ کردن  موهام

7- سبزه گذاشتن(گندمهایی که گذاشتیم جوونه هم نزدن! ) 

8- انجام کارهای فارغ التحصیلی

وااای چقد کار دارم البته چند موردش 50/60 درصد انجام شده

 راستی عکس تقویم های خانوادگیمون رو توی پست بعدی میزارم

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/۱٩ساعت ۸:۳٧ ‎ب.ظ توسط شیده نظرات ()


Design By : Pichak