بعد از کلی وقت اومدم

صبح اول بهمن پاشدم رفتم دکتر به خاطر سر درد شدید که سه روز بود داشتم و اون شب دیگه غیر قابل تحمل بود + درد چشمام

رفتم چشم پزشک و تا الان درگیر انواع مسکن ها و قرص و قطره و آزمایش و این دکتر و اون دکترم

حدودا دو ماهه یک طرف هر دو چشمم قرمز شده 

ون اوایل رفتم دکتر گفتن حساسیته و یه سری دارو و آمپول داد ولی خوب نشدم

الان دکتر چشم پزشکم مشکوک به روماتیسم چشمیه و فردا وقت دکتر روماتولوزی دارم

دعا کنین به خیر بگذره خیلی ناراحتم

مامانم 8-9 روز اومد پیشم هم به خاطر خودم هم به خاطر واکسن نیکان

امروز با خواهرم برگشتن ولایت

خدا را شکر واکسن 4 ماهگی نیکان رو زدیم و اصلا اذیت نشد انقدر که من استرس داشتم

این روزا دندوناش خیلی اذیتش میکنه طفلی از خواب و خوراک افتاده

راستی نیکان جونم روز 5 بهمن یعنی در اولین روز 5 ماهگیش اولین غلتشو زد و ازش فیلم گرفتم

الانم همش ذلش میخواد غلت بزنه ولی هنوز بلد نیست و یه دستش زیر بدنش میمونه من تقلبی میکنم و کمکش میکنم بعدم تشویق و دست و سوت و هورررراااااا میکشم

انقد خوشحال میشهههههه

الان نیکان توجه بلبلمون شده و براش ذوق میکنه و دست میاره که بگیرتش

عاشق موبایل و کنترل تی وی و گوشی تلفته از همه بیشتر جغجغه اش رو دوس داره

از اون بیشتر هم باباش رو

پدر سوخته انقد باباییییییه ججججججیغ میکشه از  ذوق وقتی باباش رو میبینه

مثل باباش قلقلکیه و باباش که قلقلکش میده با صدای بلند میخنده و جیغ میکشه 

بغل غریبه ها که میره میزنه زیر گریه و کمی طول میکشه تا بشناسه و بغلش بمونه

هنوزم شبیه دخلاس همین امروز تو مطب دکتر یه خانوم جوون فکر کرد دخمله منم دیگه هیچی نگفتم ضایع نشه

خوب دیگه من برم ببینم نیکان میزاره یه سری به وباتون بزنم یا نه

دلم براتون تنگ شده 

/ 3 نظر / 12 بازدید
ویدا

سلام عزیزدل خوبی خواهر دل منم برات تنگ شده بود قد یه دنیااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا حواست به خودت باشه عزیزم رفتی دکتر بی خبرمون نذار نیکان گوگولی منو هم ببوس وبچلون[ماچ]

مامان روزین

میکشمتتتتت صد بار زنگیدم خونتون اومدم وب بخونم میبینم پسورد داره اونم کی ساعت 2 نصف شب که حوصلم سر رفته کلی فحش خوردییییی ننه

مموی عطر بدنج

ای جونم ....نیکتن جون غلت بزن....