پایان ماه هفتم

چند بار صفحه رو باز کردم که بنویسم باز میگم چی بنویسم؟

کی بخونه؟زبان

این روزا دارن با آرامش میگذرن

پنج شنبه و جمعه به فیلم دیدن با شوشو گذشت

3تا فیلم خوب دیدیم با هم

جمعه قبل از اینکه من از خواب بیدار شم شوشو بیدار شده بود و کلی تمیزکاری کرده بود دستش درد نکنه

من واقعا دیگه نمیتونم

فکر کن تنت به شیرازی ها خورده باشه حامله هم باشی چه شوددددددددد!؟!

تنها کاری که میکنم غذا پختن و شستن ظرفهاست

البته نکته مثب اینکه نمیزارم ظرفام بمونه و فوری میشورمش

آخه نمی تونم بعدش دو ساعت واستم ظرف بشورم چشمک

نینی هم حسابی این روزا شیطنت میکنه

یا خودشو قلمبه میکنه یه طرف و شکمم رو کج و کوجه میکنه یا ضربه هایی میزنه که بیا و ببین

تو وب ممو خوندم از لگد زدن نینی زیر آیپدش نوشته بود

روم نمیشه همش بگم وای نینی منم همین طوره!

ولی واقعا اینجوریه

شبا تبلتمو میبرم تو تخت و نت گردی میکنم یا قرآن میخونم

نینی همچین ضربه هایی میزنه که یعنی اینو از روی کله من وردار!خنده

قربونش برممممممممم

بعضی وقتا حس میکنم خیلی شیطونه

بعضی وقتا هم حس میکنم خجالتی و کم رو هست!آخه تکون میخوره تکون میخوره تا باباشو صدا میکنم وامیسته و حرکت نمیکنه

تا شوشو ناامید میشه میره باز شیطونی میکنه

واااااییییییی خدا کنه اینجوری نباشه

کمرویی رو میگم!

جمعه صبح رفتیم خرید

از اونور یه سر رفتیم خواهر شوهر که شوشو برای پسر خواهر شوهر بازی نصب کنه

بعدشم رفتیم یه سر آپارتمانو دیدیم کاراش تموم شده و درو قفل کردن ولی از کارگری که بیرون ساختمون کار میکرد پرسیدیم میگفت لوله کشی آب و گاز انجام شده و ایشاللا تا 2 ماه دیگه انشعابات مشکلش حل میشه

ایشاللا که اینجوری باشه و بتونیم بریم خونه خودمون

بعد از اونجا رفتیم خونه دوستم

کلم پلو درست کرده میدونست حسابی هوس کردم میخواست برام بیاره که دیگه خودم رفتم ازش گرفتم

وای نمیدونین چقدر ذوق این کلم پلو رو داشتم ولی اصلا نتونستم بخورم

دیگه مطمئن شدم مشکل از منه نه از غذا ها و نه از دستپختم که همش فکر میکردم افتضاح شده!

آخه من تا آخر این هفته وارد ماه هشتم شدم

چرا هنوز اینجوریم! ناراحت

از دوستم کتاب من و کودک من رو امانت گرفتم به نظرم کتاب خوبیه

اوایل بارداری هم کتاب بارداری به زبان آدمیزاد رو خریدم ولی این یکی به نظرم بهتر باشه

تا الان 16 جز قرآن رو خوندم اگه خدا قبول کنه

به نیت سلامتی نینیم

هر چی به زمان به دنیا اومدن نینی نزدیکتر میشیم بیشتر استرس میگیرم

کمتر از دو ماه دیگه موندهاسترس

دعا کنین نینیم سالم بیاد بغلم

این روزا درد استخون لگن و مچ پا و گرفتگی عضلات پا تو خواب خیلی اذیتم میکنه نگران

 دلم میخواد عکس بارداری بگیرم ولی شوشو همکاری نمیکنه

تازه انقدرم زیبااااااا شدممممممممم که از خیرش گذشتم!

قدیما میگفتن کسی که پسر تو شکمش داره خوشکل میشه ولی واسه من بر عکسه!

دوستم منو عید دیده بود میگفت خیلی ناز شدی پسر میزایی ولی جمعه که منو دید میگفت وای چقددددددددددر تغییر کردییییییییی!

دیگه روش نمیشد بگه زشت شدی خو!

شوشو همش میگه بر میگردی؟شکل اولت میشی؟

هی دماغمو اندازه میگیره و هی چشاشو ریز میکنه و ادای چشمای ژاپنیمو موقع خندیدن در میاره و میخندهخجالت

 

 

 

/ 8 نظر / 6 بازدید

مولاى من، تویى سرور و منم بنده و آیا رحم کند بر بنده جز سرور او؟ مولاى من اى مولاى من، تویى مالک و منم مملوک و آیا رحم کند بر مملوک جز مالک؟ مولاى من اى مولایم تویى عزتمند و منم خوار و ذلیل و آیا رحم کند بر شخص خوار جز عزیز ؟

ساینا

خیلی خوبه اگه خونه به موقع آماده بشه... قیافت هم برمیگرده..هر کسی توی حاملگی یه مدل میشه بعضیها بهشون می سازه..

گوش مروارید

الهی قربونت برم من منم به خیال خودم فکر میکردم تو حاملگی اصلا تغییر نکردم و ورم نداشتم ولی الان که عکسای روزی که می خواستم بزام رو می بینم وحشت می کنم دماغ اندازه کوفته تبریزی چشاشو پف اصن یه دلبری بودم بیا وببین ولی الان نه برگشتم به زمون قبل

مامان روژین

من اصلا اینا رو نخوندم انقد رفرش کردم تا اومده اخرین بست مربوط به نقاشی های شوهرت بود ای بابا واییییییییییی چه انگشتر خوشکلی مبارک باشهههه اینم بگم من هر شب سر میزدم اما میدیم هیچی ننوشتی

مموی عطربرنج

آی پد مامانی!! با آیفون فرق داره...آیفون موبایله... منم تغییر نکردم نه لک نه ورم...واسه همین همه بهم می گفتن پسره و من عزا گرفته بودم که ای وای!! برمی گردی دوستم! نگران نباش...

مموی عطربرنج

چرا هستم! اما چه کنم که نیم دونم با پسر بچه ها چه جوری رفتار کنم؟

گوش مروارید

میگم شیده جون سایت نی نی تمو جمع کردی دیگه؟ باز نمیشه آخه

لیندا

سلام شیده جونی . حالت چطوره ؟ پسر گلم چطوره قربونش برم خیلی دوس دارم زود به زود بیای از نی نی بگی و همینطور از خودت