تولد

سلام خوبین؟

خوب نتیجه ازمایش من اومد خدا را شکر نه ایدز دارم نه هپاتیت نه توکسوپلاسموز نه سرطان نه روماتیسم چشمی و مفصلی ولی درد دست و پا و قرمزی چشم رو کماکان دارم

فردا وقت دکتر دارم بعدش احتمالا باید از چشمم عکس بگیرم ممکنه فشار چشمم بالا رفته باشه جالبه که دیدم کامل هست خدا را شکر و هیچ علائم چشمی دیگه ندارم

ممکنه حساسیت باشه به داروی بیهوشی و بی حسی

ممکنه حساسیت باشه به شامپوی جدیدم یا جنسهایی که شوشو اینا از دبی آوردن و تو حونمون گذاشته شده(دستگاه کپی و چاپ هستش که داخلش پودره)

این احتمالات قویتر هستن

البته دعا نویس هم دعا داده و نظر رو از بین برده هههههههه!!!!!!!!!

حالا ببینیم چی میشه دیگه

نیکان این روزا خییییلی شیطون شده ماشاللا به جونش

دیگه نمیتونم بغلش کنم و برم پای گاز آخه هی خودشو هل میده جلو

میخواد همه چیزو بگیره و ببره سمت دهانش

سر سفره هم خیلی اذیت میکنه فکر میکنم خیلی دوست داره از غذاهامون بخوره

پریروز یواشکی اندازه دو تا دونه عدس بهش پوره سیب زمینی دادم کلی خوشحال شد و ملچ مولوچ کرد ولی دیگه چیزی بهش نمیدم قول قول قول

هنوز بهش آب هم ندادم مادر شوهر اینا اصرار دارن بهش بدم

راستی باباش برا نیکان و دخملای فامیل که دوتاشون بعد از نیکان به دنیا اومدن شعر گفته اینجا مینویسم که سالها بعد بخونیم بخندیم میگه:

نیکان اومده با پیکان

میگه آهای راشین(دختر پسر خاله شوشو هست)

بپر بیا تو ماشین

آهای آهای تانیا(اینم باز دختر پسر خاله شوشو هست)

بیا ببرمت آنتالیا

ههههههههههههههه

 

اینم از پسمل ما که از الان دختر بازی میکنه

نیکان الان خیلی خوب غلت میزنه میشه گفت روزی شونصد بار

سعی میکنه خودشو بکشه جلو و سینه خیز بره میخواد گلای تشک رو بگیره تو دستش

با لبش بازی میکنه و صدا در میاره صدای اون کار بی ادبی رو ههههههههه

وقتی چیزی توجهش رو جلب میکنه لبش رو غنچه میکنه و با دقت نگاش میکنه و اختیار آب دهانش رو از دست میده و کلی تف یریزه بیرون!

دندونش خیلی درد میکنه ولی هنوز خبری از در اومدن نیست دو سه روزه حس میکنم گوشش هم درد میکنه آخه تو خواب بیدار میشه و کلی جیغ و هوار میکنه

خیلی خیلی میخنده و خودشو شیرین میکنه برامون

جغجغه اش رو تکون میدهو عاشق گوشی تلفن و موبایل و کیبورد کامپیوتره و کلی چیز دیگه منم برای هر کدوم از این کاراش میمیییررررمممممممممم و ذوق میکنم

این روزا با کالسکه تو خونه دورش میدم آویز تختش رو وصل کردم به کالسکه اش با پا به عروسکاش ضربه میزنه و وقتی تکون میخورن میخنده

همه به اتفاق میگن از اون پسر شیطونا میشه فداش شم

آها امروز که تولدم بود دیشب شوشو کیک خرید + عطر

مامان و خواهرش اومدن خونمون دیدن نیکان البته نمیدونستن تولدم هست و هیچ کادویی نگرفتم و البته اونا کیک سهمشون شد

خلاصه 29 ساله شدیم رفت!!!!!

راستی کلید خونمون رو تحویل دادن تا خرد خرد کاراش انجام شه ولی هنوز گاز نداره و قابل سکونت نیست

البته غیر از این کلی کار داره که به عهده خودمونه

کاغد دیواری - پکیج - موکت - پرده -لوستر  - نورپردازی- کابینت - و .....

خدایا برسون یه پول قلمبهههههههه

 

راستی عکس خونه رو براتون میزارم یه خورده راهنماییم کنین در مورد اینکه مثلا پرده واسه این پنجره ها چطوری باشه بهتره و چیدمان و رنگ دیوارا و کاغذ دیواری هال و اتاقا (باید مثل هم باشه یا متفاوت؟اگه متفاوت باشه خیلی شلم شوربا نمیشه؟) و تعداد لوستر برای هال و .... مرسییییییییی

راستی یه شرط بندی هم با شوشو داشتم اینجا مینویسم که یادم نره

من میگم ما 10/12 سال تو این خونه هستیم و شوشو میگه 4/5 سالو بعدش میریم خونه سه خوابه

راستی خدا را شکر رابط با شوشو خوب شده از اون کسالت و خستگی و روزمرگی یه خورده در اومده خدا را شکر

 

من هنوز اینترنت ندارم و گاهی وقتا جمعه میام شرکت و یک ساعتی وبگردی میکنم تو این مدت هم نیکان هی نق میزنه و شیر میخواد یا حوصله اش سر میبره الان هم بغل شوشو هست تا من یه خورده وبگردی کنم

از اول لینکام شروع میکنم و به چند تاییتون سر میزنم ولی ویدا و آمارین و ساینا خیلی وقته ازشون بیخبرم چون معمولا زیاد و طولانی هم مینویسن و آخر لینکها هم هستن نمیتونم بهتون سر بزنم خلاصه دلم کلی رای سه تاییتون تنگیده

راستی آمارین جون اون رمزی که میگی مال عهد دقیانوسه چند بار پسورد عوض کردم و بهت دادم باز یادت رفت؟

برات مس مس میزنم رمزو

 

 

/ 7 نظر / 34 بازدید
مموی عطربرنج

دیدی گفتم خواهر جان!! هیچی نبود! آی امان از دست این فسقلی ها!!

Miss Christina

تولدت مبارک عزیزم چه مامی یه جوووووووووووونیییییییی

Miss Christina

این دکترا به حرف ادم گوش نکرده یه عالمه آز میدن و میخوان لقمه اماده پیدا کنن امیدوارم تو همین روزا خوبه خوبببب بشی گلم مراقب خودتون باش

روناک

خدا رو شکر آزمایشا همه خوب بودن..ایشالا زودتر این فرمزی و ...هم برطرف میشه تولدت هم مبارکککککککککککک.خونه نو هم مبارک..ایشالا اون جور که دوست داری دکورش می کنی و میری توش و شرط رو هم آقای همسر برنده میشه

آمارین

سلام مامان خانومی خدا رو شکر که خوبی و حالت روبراهه. خیالمون راحت شد که چیزی نبوده. ماشالله به این گل پسر.ی دختر خواهر منم یواش یواش شروع کرده به دمر شدن. دوبار تا حالا. اون سه ماه و نیمشه. تولدتم مبارک الهی که هرچی از خدا میخوای بهت بده[ماچ] خانوم گل گلاب من وبلاگمو بستم. دیگه منتظر پستای طولانی نباش ازم[نگران]

مامان روزین

تولدت مبارکککککککککک دوست جونمممممممممممم همیشه سالم باشی عکس خونتون هم بذار[قلب][قلب][قلب]

ویدا

شکر خدا که حالت خوب شد عزیزدلم چقدر جات خالیه تو وبلاگستون ننه[بغل] روابط با شوشو بهتر هم میشه همیشه بعد زایمان اینجور هست نگران نباش نمونش خود من انگار تازه نومزد کردیم الان...اصن یه وعضی نیکان جون چیطوره ننه؟ جیگرش بشم الهی چند تا عکس ازش بذار لااقل ببینیمش