هفته آخر هشت ماهگی

سلام دخترا خوبییین؟

من خونه هنوز اینترنت ندارم(چند وقته همش با این جملات شروع میکنم خنده)

الان خونه خواهرم هستیم اصلا بزارید از قبلتر براتون بتعریفم

هفته ÷یش که سه شنبه تعطیل بود رفتم ولایت

از دوشنبه خودم و نیکان با اتوبوس رفتیم خیلی استرس داشتم که چطور میشه با بچه ولی هر چی شوشو اصرار کرد که برسونمت ولایت و برگردم راضی نشدم

چه کاریه ایییین همه راه بیاد و برگرده با این جاده های غیر استاندارد

تا برسه دلم هزار راه میرفت واسه همین قبول نکردم و بالاخره راضیش کردم که خودم و نیکان با اتوبوس بریم

ما رو رسوند ترمینال و دم به دقیقه میزنگید که مشکل نداری؟

نیکان خوبه؟

اذیتت نمیکته؟

خودش اذیت نمیشه؟

ولی پسرم ماه بود ماه

خوب انتظار داشتم که از اول راهو بخوابه تا ولایت ولی نخوابید همه چی براش جالب بود و جدید

کلی بازی کرد و با خانوم بغل دستیمون دوست شد و کلی شیطونی کرد ولی چشم رو هم نزاشت

فرداش یعنی سه شنبه سیزده رجب که ولادت امام علی بود رفتیم مراسم لوله اندازون دخی خاله

ما به فاصله دو روز نامزد شدیم به فاصله کمی عقد کردیم و با فاصله دو هفته تقریبا عروسی کردیم خوب همسنیم

من بچجه دار شدم و اون هنوز منتظر بود خیلی دلم میخواست اونم نینی دار شه هر چند که رابطه خوبی با هم نداریم!!!!

شهریور یه سقط داشت که این جریانو بدتر کرد و خدا را شکر الان حامله اس و 16 هفتشه

بگذریم

5شنبه رفتیم خونه بابا حاجی

همه خاله ها و دخی خاله ها و دایی و ... 5شنبه ها اونجا هستن

منم رفتم خوب بود انقد شلوغ ÷لوغه و بچه ها سر و صدا میکنن که صدا به صدا نمیرسه

خوب من 5 تا خاله دارم و 2 تا دایی حالا فکر کن دخترا هم ازدواج کرده باشن و بچه و ...

30/40 نفری میشن رو هم

جمعه صبح رفتم خونه دوستم و دو ساعتی اونجا بودم و کلی از قوم الظالمین گفتیم

بعد ناهار برگشتم شیراز بازم با اتوبوس

این دفعه آقا نیکان بیشتر راهو خوابید

شوشو که دلش حسابی برامون تنگ شده بود

گاهی این دوریها لازمه تا قدر همو بیشتر بدونیم

یکشنبه هم مامان اومد خونمون

نوبت دکتر داشت

چشم پزشکی

دوشنبه با هم رفتیم و تو راه هم شوشو زد پشت یه پراید و کلی ترسیدیم ولی خدا را شکر که بخیر گذشت

این چند روز مامان خونمون بود و من برعکس همیشه اجازه ندادم کار خونه و ... کنه و یا غذا بپزه

بیشتر با نیکان سرگرم بود

دیروزم که 5شنبه بود عصر با مامان اومدیم خونه خواهرم

من قبلا جرات نداشتم با نیکان تنهایی برم بیرون ولی الان میبینم اصلا سخت نیست

پسرم پسر خوبیه به خدا

راستی تا یادم نرفته بگم

سه هفته پیش تنهایی نیکان جون رو بردم حمام

چون از آب بازی و حمام خوشش میاد و گریه نمیکنه جرات کردم

از اون به بعد بازم تنهایی بردمش حمام و قورباغه تنهایی حمام کردم نیکان رو درسته قورت دادم

خوب از گل پسرم و پیشرفتهاش بگم

هفته آخر 8 ماهگی برای نیکان هفته طلایی بود

به قول باباش پسرم تو یه شب بزرگ شد مرد شد

از وقتی رفتیم مراسم لوله اندازون دخی خاله و دست زدن رو دید باهاش تمرین کردیم

و الان صبح که خواب بیدار میشه چشاشو که باز میکنه بلند میشه میشینه تو رختخواب و دست دستی میکنه

کلا پسرم عاشقه دسته

بشکن بزنی میخنده کف بزنی دوست داره بابای کنی ذوق میکنه

واسه یه چیزایی ذوق میکنه باور نکردنییییییی مثلا برای چوب ته سیب!!!!

میتونه 10 دقیقه محوش بشه و باهاش بازی کنه

پسرم تو این هفته دستشو میگیره به بدن من وقتی خوابم یا به مبل و پا میشه وامیسته

یهو بی هوا دستاشو ول میکنه و اگه نگیرمش میخوره زمین

تو این هفته 4 دست و پا رفتن رو تجربه کرده و الان مثل گربه 4 دست و پا میره وقتی هم خسته شد مثل کردم سینه خیز میره

شروع 4 دست و پا رفتن 26/2/93

شروع ایستادن بدون کمک 29/2/93

عاشق تبلیغ مای بیبی و مولفیکس و کلا تبلیغات تی وی هستش

تا پوشکش رو باز میکنم دستشو میبره سمت شومبولش و هی با انگشت باهاش بازی میکنه!نگران

من اصلا بازش نمیزارم همیشه یا شورت یا شلوار پاش میکنم وقتی پوشک نیست( در حد چند دقیقه که پاش هوا بخوره)

غذا خوردنش همچنان با مکافاته و به نظرم خیلی لاغر شده

خوابش هم به هم ریخته قبلا از ساعت 1 شب تقریبا میخوابید تا 11/12 ظهر

این وسط واسه شیر خوردن بیدار میشد ولی باز میخوابید

حالا از ساعت 10/11 شب میخوابه تا 8/9 صبح و این برای من خیلی بده که نمیتونم صبح پا شم

در طول روز خیلی کم میخوابه

ظهرا 1/5 تا 2 ساعت میخوابید که حالا شده نیم ساعت

کلا خوابش نیم ساعته شده در طول روز

بچه اس دیگه مدام عادتاش عوض میشه

ولی من روز به روز بیشتر عاشقش میشم

راستی آقا نیکان هنوز دندون نداره فکر کنننننننن

خیلی اذیته ولی نمیدونم این چه دندونیه که در نمیاد

الکی آش دندونی هم پختیم زبان

راستی نیکان الان که لاغر شده شبیه باباش شده

خوب از خونمون بگم که بالاخره انشعاب آب و برق و فاضلاب ردیف شد و مونده گاز

لوله کشی شده ولی خوب درگیر کارای شهرداری و اداره گازو ... هستن

فعلا که شوشو اینا شروع کردن به کارای داخلی

دیروز یه نفر اومد آشپزخونه رو متر کرد واسه کابینت

قراره طرح بزنه ببینیم می پسندیم یا نه

ایشاللا که به همین زودیها آماده بشه و بریم خونه خودمون

دوستم اومد خونمون رو دید(خونه پدر شوهر که الان توشیم) میگفت تو خیلی نق میزنی من فکر کردم حالا خونتون چه شکلی هسسسسسسسست!

بشین بابا من جای تو بودم از اینجا جم نمیخوردم!خونه به این خوبیی!

ولی خوب چه فایده خونه که مال ما نیست مبارک صاحبش باشه

اونا هم قصد دارن بیان شیراز معطل ما هستن

تا ببینیم خدا چی میخواد دیگه

 

/ 7 نظر / 19 بازدید
مموی عطر برنج

شوخی می کنی؟؟تازه تنهایی بردیش حموم؟والا من از 20 روزگی خودم حمومش می کردم...همونجا هم لباس تنش می کنم می دم دست باباش... ادر می یاد دندونش دوستم!! پسرا دیرتر دندون در می یارن...نی نی جان ما هم دست دستی می کنه و سرسری...نانای هم بلده...یعنی آهنگ می شنوه دستاشو می چرخونه... دستاشو به صندلی می گیره وای میسته و بعد یه کم رو پاءه اونوقت می افته زمین... حالا می نویسم ازش... عکس این نیکانو من ندیدم ها...حواست باشه...[نیشخند]

ساینا

ماشالله به نيكان بزرگ شده[قلب]

Miss Christina

وای ازون روز بیان شیراز و نزدیک شن!!!

ویدا

قربون این پسر بی دندون بشم من...غصه نخور مانی دقیقا دو هفته مونده به تولد یکسالگیش دندون درآورد و راه افتاد ...دو تاش با هم...تو ۱۱ ماه ونیمگی چه خوب که تنهایی رفتید ولایت...کلا سعی کن مستقل باشی وزیاد سخت نگیری اینجوری بیشتر میتونی این ور اون ور بری وای که وقتی از کارا وحرکات بچه میگی من ناخوداگاه پرت میشم به دوسال پیش ...بچه هر دوره ای یه شیرینی خاص خودشو داره مانی الان دیگه شیرین زبونیاش منو کشته اینقدر بامزه حرف می زنه که نگووو...دیروز باباش داشت به من پول میداد گفت عزیزم کافیه؟یهو این برگشته میگه کمه مردیم از خنده

آمارین

یادش بخیر یه زمانی چقد تند تند پست میزاشتی ای جونم هزار ماشالله. این دختر خواهر من که تنبل خانوم هیچ کاری نمیکنه. نه دندون دراورده نه چهار دست و پا میره. فعلا با هزار تا ناز دمر میشه. عاشق گوشیه. هیچ کاری نکنه فقط گوشی ببینه و نق بزنه. البته دستش هم نمیدیم. ایشالله خونتون زودی امادده بشه و همون بشه که دوس داری.

,

سلام رها جان .خیلی وقته ادرستو گم کرده بودم شمام که پیش ما نمیای . کوچولوی نازت و ببوس . گیتی گ

مامان روزین

اییییی جونمممم نیکان منممم میخوام بیام خونتون کی بیام؟